K2 Listing

K2 Listing

واگویه، باگذشت قريب به يك ماه از شروع بكار مجلس يازدهم اقشارمردم به وبژه فعالان سياسي- اجتماعي - اقتصادي - فرهنگي با طرح موضوعات مختلف و براساس وعده ها و شعارهاي انتخاباتي از نمايندگان خود در خانه ملت انتظاراتي دارند كه برآورده شدن ويا در مسير درست قرارگرفتن وعده هاي يادشده تا حدودي ميتواند اميدهاي بسياري را در دل مردم ايجاد و توان حل مشكلات كشور از مجلس انقلابي را داشته باشند .
استان گيلان داراي ١٣ كرسي در پارلمان ملي ميباشد كه با فوت آقاي رمضاني دستك ( منتخب مردم آستانه اشرفيه) در حال حاضر استان با ١٢ نماينده كه افراد با تجربه و بعضأ داراي سوابق نمايندگي در دوره هاي گذشته و همچنين آشنا به مسائل كشور و استان در حال خدمت و انجام وظيفه ذاتي ميباشند .
در اين دوره از انتخابات از مهمترين شعارها و وعده هاي نمايندگان استان ، حل مشكلات معيشتي مردم ، مبارزه جدي با فساد ، سرعت بخشيدن به پروژهاي نيمه تمام استان ، استفاده از ظرفيت بخش خصوصي ، رفع معضل بيكاري و ..... ميتوان نام برد .
حال با مشخص شدن اعضاي كميسيونهاي مجلس و حضور نمايندگان گيلان در كميسيونهاي مهم و اثرگذارنظير برنامه و بودجه - عمران - امنيت ملي - شوراها - اجتماعي و اقتصادي انتظارات مردم گيلان از تاثيرگذاري نمايندگان خود در كميسيونها جهت هدايت منابع و استفاده حداكثري از ظرفيت قوانين بودجه سنواتي و برنامه توسعه و همچنين پيگيري مستمر و جدي و حرفه اي مطالبات به جا مانده از سالهاي گذشته و به نوعي جبران عقب ماندگيها و اقدامات اولويت دار بر اساس موارد طرح شده در راستاي عمل به وظايف و رسالت انقلابي خود و به منظور ارتقاء كارآمدي مجلس كه در رأس امور قراردارد كاملأ امري تحقق يافتني خواهد بود .
اما بخشي از اين انتظارات بقراربشرح ذيل ميباشد :
١) حل مشكل پسماند استان و سايت زباله سراوان و عزم جدي نمايندگان همراهي با مسئولين اجرايي در حل اين معضل به جا مانده از سالهاي گذشته .
٢) حمايت از شركت هاي دانش بنيان در استان كه در سالهاي اخير شاهد افزايش دانش محوري و دانش بنياني اقتصادها هستيم كه اين تحول در استان نيز ميبايستي سرعت گيرد .
٣) استفاده از ظرفيت نظارت در موضوعات مختلف بر اساس وظيفه ذاتي .
٤) تعامل با ساير قوا
انتظار از مجلس انقلابي آن است كه در عين پايبندي به وظايف و دقت در جايگاه قانوني خود ياريگر دولت در حل مشكلات كشور و استان باشد .
٥) اهتمام جدي به دو مقوله اقتصاد و فرهنگ كه مورد مطالبه جدي مقام معظم رهبري ميباشد از طريق ارائه طرح هاي مرتبط با توجه به نيازهاي كشور و استان .

٦)رسيدگي به وضعيت صنايع استان و نيز پيگيري بنگاه هاي اقتصادي كه توسط بانكها به تملك درآمده اند ( تعداداينگونه واحدها در استان قابل توجه ميباشد ) قطعا با حل مشكل فوق شاهد گام جدي در راستاي جهش توليد بر اساس فرامين رهبري معظم در استان خواهيم بود .
٧) فعال نمودن بنگاه هاي اقتصادي كه به هر دليل قادر به ادامه فعاليت نمي باشند با استفاده از ظرفيت كارگروه رفع موانع توليد استاني و ملي .
٨) تدوين قوانين جديد مرتبط با موضوعات اساسي و مورد نياز كشور و نظارت بر حسن اجراي قوانين موجود .
٩) شناخت دقيق از اولويتهاي توسعه استان و تلاش براي رفع موانع موجود .
در مركز خدمات سرمايه گذاري گيلان ٤ محور توسعه تعريف شده به شرح ذيل :
- توسعه همه جانبه .
- توسعه كشاورزي محور .
- توسعه صنعت محور .
- توسعه دريا محور .
١٠) تقويت ارتباط تخصصي ، همه جانبه ، آينده نگري با اقشار مختلف جامعه در جهت شنيدن صداي مردم و خواسته هاي آنها .
در انتها اضافه ميكنم تحقق موارد ذكر شده منوط به وحدت و همدلي نمايندگان براي حل مشكلات كشور و استان مي باشد .
سيدمحمداحمدي
معاون سابق هماهنگي اقتصادي و توسعه منابع استانداري گيلان

واگویه، دوم خرداد سال ۷۶ نقطه عطف فضای سیاسی کشوری محسوب می شود که هنوز دو دهه از عمر انقلابی ایدیولوژیک آن نگذشته بود و هنوز حال و هوا و شور انقلابی را میشد در تک بُعدی ترین فضای جامعه سیاسی کاملا لمس کرد.

عزم حداکثری که خیلی زود به این نتیجه رسیدند که مقصد پیش روی آن روزهای انقلابی های متعصب با اورکت های سبز جایی فرسنگ ها دورتر از شهر آمال است و باید به هر شکل ممکن و هر چه زودتر این قطار تغییر مسیر دهد در برابر باورهای اعتقادی نو محافظه کارانی که به قولی هنوز رخت جنگ از تن بیرون نیاورده و حتی فراتر از آن هویت خود را در حفظ لباس رزم و فضای امنیتی می دیدند باعث ایجاد فضایی ملتهب در آن روزها گردید که گاهی فاصله را تا بروز فاجعه تنها به جرقه ای می رساند.

اصلاحات در پوستین دموکراتیک خود و با نسخه ای که حتی از برخی جوانب به مدعیان آزاد اندیشی در غرب هم طعنه میزد در قالب یک اندیشه بالغ سیاسی گویی در درست ترین زمان و مکان خود نازل شد و می توان از آن به عنوان پدیده سیاسی قرن نام برد.
یک رویداد صرفا سیاسی به مفهوم واقعی واژه در مهم ترین کشور خاورمیانه ای ملتهب، که هر روز آبستن اتفاقات و حوادثی بود که جز زبان گلوله و تهدید هیچ ادبیاتی را بر نمی تابید خیلی زود معادلات را چه در مراودات داخلی و چه در صحنه بین الملل تغییر داد.

با مشارکت بیش از هشتاد درصدی مردم پای صندوق رای و ادبیات منحصر به فرد و خصوصیات کاریزمای "سید محمد خاتمی" پس از انتخابات خیلی زود شاهد آشتی ملی و تزریق امید با دُز بالای هشتاد درصد به جامعه بودیم و این امر باعث گردید دولت نوپا در فضایی ایده آل کار خود را آغاز کند.

در صحنه بین المللی نیز که نظام سلطه دو دهه انقلاب ایدئولوژیک ایران را بزرگترین تهدید برای خود می دانست و راهبرد خود را انزوای ایران در دنیا قرار داده بود در برابر قدرت دیپلماسی تاب مقاومت نداشت و به نوعی در مدتی کوتاه ایران نه تنها از زیر فشار تبلیغاتی منفی گرایانه غرب به عنوان یک انقلاب متحجر خارج گردید بلکه دکترین گفتگوی تمدن ها به عنوان شناسنامه دیپلماسی کشور مورد توجه همگان قرار گرفت.
ره آورد این اتفاقات ثبات عمومی و در پی آن سامان بخشی به حوزه هایی همچون اقتصاد بود که بواسطه شرایط بعد از جنگ و تحریم ها در وضعیت مناسبی بسر نمی برد.

آری اصلاحات را در ابتدای راه می توان شاید تنها نسخه جامع جهت برون رفت از بن بست های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور دانست که با وجود همه دلواپسی ها و ایجاد اخلال در سیستم مدیریتی که پرداختن به آن در این مقال نمی گنجند بواسطه پشتوانه مردمی خود در درست ترین مسیر ممکن به راه خود ادامه میداد و بارها در بزنگاهها شاهد این موضوع بودیم که این مردم هستند که خود را برای حفظ این اندیشه هزینه می کنند لیکن باید بررسی شود که دولت کنونی که سنگ بنای خود را از واژه "تِکرار" وام گرفته است و همواره در تلاش برای میراث دار بودن این اندیشه است چرا چطور و چگونه بدین سان همه آنچه از این سرمایه سیاسی و اجتماعی وجود داشت را به کام انحطاط کشانده و دیگر نه از میل و رقبت به مشارکت اجتماعی خبری است و نه امیدی حتی به فردا...!

دولتی که به هر دلیل پس از گذشت هفت سال هنوز توان مدیریت بسیاری از اتفاقات خرد در فضای سیاسی را نداشته و با کلید واژه هایی موهوم همچون دولت در سایه و کاسبان تحریم و... هر آنچه از ناتوانی و فقدان درایت در آن میبینیم را به دشمن فرضی نسبت میدهد چگونه می تواند میراث دار اندیشه ای باشد که در بحرانی ترین شرایط ممکن متولد شد پا گرفت به بلوغ رسید و با بهره جویی از پشتوانه اجتماعی خود و جذب نخبگان و شایسته سالاری حلال بزرگترین معضلات حتی در صحنه بین الملل گردید؟؟؟

شاید همه ما باید بیشتر فرزند تعقل شویم و غلظت انتخاب هایمان را بیش از این در شهد عقلانیت فرو بریم که این گونه هر آنچه با تلاش و هزینه های گزاف بدست آورده شد را به باد بی تدبیری عده ای مجهول الهویه به یغما ندهیم که امروز شاهد سرخوردگی فعالین سیاسی منتسب به جریانی باشیم که روزگاری مایه فخر و سربلندی ما در جهان بود...

محمد رسول محمدپور

واگویه، متن این یادداشت به شرح زیر میباشد:

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای با صدور ابلاغیه‌ای ضمن موافقت با درخواست رییس‌جمهور وقت محمود احمدی نژاد برای آزادسازی سهام عدالت و با اشاره به نقش سهام عدالت در گسترش عدالت اجتماعی و توانمندسازی خانواده‌های کم درآمد، موارد سه‌گانه‌ای را به عنوان امور لازم الرعایه در این واگذاری‌ها مورد تأکید قرار دادند .
سهامی که نزدیک سیزده سال پیش به‌عنوان سهیم‌کردن کم‌درآمدها و بی‌درآمدها در اقتصاد مطرح شد و در ادامه دایره آن به‌قدری وسعت پیدا کرد که گروه‌هایی هم که از درآمد نسبتا متوسط برخوردار بودند، به آن پیوستند و حتی خبرهایی هم مبنی بر ورود برخی از نمایندگان مجلس و مسئولان به‌عنوان سهام‌دار عدالت روی خروجی سایت‌ها قرار گرفت و در نهایت به چهل و نه میلیون نفر تعلق گرفت که برخورداری یا عدم برخورداری رفاهی مشمولان چندان هم راستی‌آزمایی نشد و بسیاری از اقشار و افراد ضعیف جامعه از دریافت آن محروم شدند و این در حالی است که هیچ ثبت نام جدیدی در این مورد انجام نشده است.
غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی نماینده رشت در مجلس شورای اسلامی هم در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت در رابطه با سهام عدالت اظهار داشت:" دولت حسن روحانی باید ترتیبی اتخاذ کند تا سهام عدالت به جاماندگان هم تخصیص یابد. وی سهان عدالت را به مثابه شیرینی دولت به اقشار آسیب پذیر دانست و انتظار ها را بر این دانست که کام تمامی واجدین شرایط را با آن شیرین کند و نسبت به اصلاح لیست تخصیص این سهام اقدام شود."
این درحالی است که درگاه ثبت نام مجدد این سهام سال هاست که بسته است و ثبت نام جدیدی صورت نمی پذیرد. نص فرمایش رهبری نیز در اهدا این سهام بر گسترش عدالت اجتماعی و توانمندسازی خانواده‌های کم درآمد بوده است که بسیاری از این خانواده ها هم اکنون از آن محرومند و این به دور از عدالت مد نظر در ابلاغیه رهبری بوده و دولت تدبیر امید باید نسبت به بازبینی و ثبت نام جدید با توجه به شرایط ویژه کشور اقدام نماید.

سروش علیزاده

واگویه،  فضای سنگین ایجاد شده بر جامعه ایران و جهان به دلیل شیوع و ابتلا به بیماری کوید ۱۹ سبب شده است تا خانه نشینی و استفاده از اینترنت و اپلیکیشن هایی مانند اینستا گرام بیشتر شود. دولت ایران نیز با اهدای اینترنت رایگان تلاش کرد تا مردم بیشتر به خانه ماندن ترغیب شوند.


از جمله کاربران این روزهای اینستاگرام نوجوانان هستند. نوجوانانی که بر عکس نوجوانان قدیم که بازی دسته جمعی توپ پلاستیکی و یا داشتن یک عروسک و تفنگ پلاستیکی به اوج شوق و لذت شان می برد این روز ها کمتر چیزی آن ها را به اوج شادی می رساند. نوجوانانی که از کودکی بهتر از پدر و مادرهای شان به گوشی های همراه و لپ تاپ و دنیای اپلیکیشن ها آشنا هستند و در سن نوجوانی بسیار حرفه ای تر از بزرگسالان با تکنولوژی آشنایی دارند.
اما توانایی استفاده از تکنولوژی به معنی رسیدن به بلوغ فکری و یا درک درست نوجوان از بسیاری مسائل و مشکلاتی که در فضای مجازی می تواند گریبان گیرش شود نیست و این وظیفه پدر و مادر را نفی نمی کند.
در تمام دنیا دولت ها و خانواده ها با ابزارهای خاص دسترسی کودکان و نوجوانان را به اینترنت محدود می کنند.
فضای اینستاگرام تا حد زیادی از نظارت بر محتواهای ایجاد شده توسط کاربران در این اپلیکشن ارتباطی برخوردار بود و خود این اپلیکیشن اعلام می دارد که :"می‌خواهیم فضای اینستلگرام که یک مکان معتبر و امن برای الهام‌بخشی و ابراز احساسات است، ادامه دهد. به ما کمک کنید تا این جامعه را پرورش دهیم. فقط عکس‌ها و ویدیوهای خود را پست کنید و همیشه قانون را رعایت کنید. در اینستاگرام به همه احترام بگذارید، از افراد کلاهبرداری نکنید یا برهنگی را پست نکنید."
اگر نگاهی به قوانین اینستاگرام بیاندازید و جزئیات را بررسی کنید خواهید دید که همین جمله کوتاه را بسط و گسترش داده و به سختی هم اعمال قانون می کرد. شاید تنها مساله ای که نوجوانان را تهدید می کرد چت کردن با افرادی است که ممکن است امنیت روانی و جسمی آن ها را به خطر انداخته و سبب فریب و... نوجوانان شوند و این شرکت با اولین گزارش ،در کمترین زمان به بررسی و حذف صفحه و محتوی خلاق قوانین مانند پورن می پرداخت.
اما این روز ها با شیوع پانادمیک جهانی کوید ۱۹ و عدم حضور کارمندان شرکت فیسبوک - اینستاگرام بسیاری از این محدودیت ها اعمال نمی شود.
در این میان بعضی از کاربران فضای مجازی هم که باید در موردشان دقیق تر بررسی کرد و در این مجال کوتاه نمی گنجد با ایجاد صفحه های پورن و آپلود فیلم های پورن و صحنه های خشن می خواهند برای صفحه شان بازدید های بیشتر و فالوور جذب کنند.
به نظر می رسد در خلا و حفره ایجاد شده در اینستاگرام این صفحه های پورن و تعدادی اینفلوئنسرهای خارج از ایران که هماهنگ شده با لایو های اینستاگرام ترویج برهنگی و مسائل پورن جنسی و ... می کنند هدایت شده از کشورهای متخاصم با ایران مانند اسراییل و کشورهای حوزه خلیج فارس نباشد. برای زمین زدن یک ملت کافی است تا فرهنگ ، خانواده و نوجوانان را مورد حمله قرار دهند تا کل جامعه دچار گسست و فروپاشی شود.
کوید ۱۹ از خانواده ویروس های کرونا شاید به نوجوانان آسیب برساند اما در شرایط امروز اینستاگرام برای نوجوانان خطرناک تر و کشنده تر از این ویروس صفحات اینستاگرام است زیرا روح و روان کودکان و نوجوانان را نشانه می رود و عامل بزرگ این مساله هم پدر ها و مادرهایی است که سر آن ها هم مدام در گوشی است و فراموش کرده اند که در برابر امنیت روانی و ذهنی فرزندان شان هم مسوولند. همان طور که والدین در فضای واقعی مسوول رفتار و آسیب به نوجووان و کودکان هستند در فضای مجازی هم باید به این مهم توجه کنند.
با فیلتر آپ ها و برخورد سلبی دولت ها با تکنولوژی ها مخالفم که در یادداشت دیگر به آن خواهم پرداخت اما عدم نظارت فرد و خانواده در استفاده از فضای مجازی قابل توجیه و پسندیده نیست.
پس این هشدار را جدی بگیرید همان طور که از دیدن سیگار در دست نوجوان تان شوکه می شوید ؛ یا نمی خواهید فرزندتان به بیماری کوید ۱۹ مبتلا شود از ابتلا این روز های نوجوانان به صفحه های خطرناک اینستاگرام خودداری کنید.

سروش علیزاده

واگویه،  مدتی است با خود می اندیشم که ما جوانانی که نام خود را جوان انقلابی یا به نحوی دیگر جوانان نسل سوم انقلاب نامیده ایم در قبال همین مردم عزیزی که ما برایشان شور انتخاباتی ایجاد کردیم و خیابان را بستیم و پوستر پخش کردیم و در این کیمته و آن معاونت فعالیت کردیم ، احساس مسولیت داشته ایم؟! توانسته ایم آن طور که سنگ خیلی چیزها را به سینه زدیم، عمل کنیم؟

آری، ما نسبت به هرکس و هر شخص در هر پست و مقامی بیشتر مسولیم و بار این مسولیت که اگر آن را نادیده بگیریم بی شک در دوفردای دیگر از همین روزگاران اگر این ویروسی که فقط احساس قدرت میکند مجال زندگی و بقای امید را که داشتیماز چنگمان بیرون نیاورد! گریبانمان را میگیرد و کمرمان را میشکند و چیزی جز شرمندگی برای خودمان در مقابل پروردگارمان نمی ماند.
واقعا این ویروس توهم قدرت و اقتدار دارد، و ما مردم ایران زمین دوران سخت و جنگ و اندوه کم به خودمان ندیده ایم و تمام این ها را دست در دست هم گذراندیم و پرچم پیروزی برافراشتیم. وقتی میگویم ما باید کرونا را شکست دهیم به قلب مردمانم سرزمینم ایمان دارم، چون میتوانیم و روزی همین جوانان ماندند و ایستادند همچو لاله ی پرپر شده به پرچم و خاک ایران قدرت بخشیدند و خون دل ها خوردند و جان داداند و پر کشیدند.
امروز ما جوان آن زمان که در بهبهه انتخابات و بواسطه فعالیت هایمان که اگر بشود اسمش را در این روزهای تلخ که معرفت رنگ و بویی ندارد سیاسی گذاشت، مردم را حلوا حلوا کرده ایم و چنان شوری برای آرای پاکشان ایجاد کردیم که دیگر خیال خودمان هم جمع میشد که همه چیز خوب است و این سری با تمام سری ها توفیق دارد، اما باید گفت که خیر مردم عزیزمان به ما اعتماد کردند، به حرف هایمان بها دادند، به قول هایمان دل بستند و امیدشان را به همین چیزها گره زدند.ما جوانان مسولیم چون در این ایام روزها و شبهایی را که سپری میکنیم از هر انتخاباتی انتخابات تر است و از هر حزب و جناحی ، مینواند تشکیلاتی تر باشد. اینجاست که پای ایران و ایرانی و جانش در افکارم نقش میبندد و هرچه کلنجار میروم نمیتوانم آن رای ای که با یک جمله از سوی ما بر کرسی نشست را نادیده بگیرم.ما مسولیم چون جواب اعتماد ،اعتماد است. جوانان به پا خیزید و این بار برای سلامت و ناموسمان جوری دیگر بجنگیم، همانطور که در دوران هشت سال جنگ تحمیلی برای سلامت و ناموس و پا برجا بودن آب خاکمان جوری دیگر در مقابل توپ و گلوله جنگیدند.
مردم به ما رای اعتماد دادند و این خط مقدم جبهه ما است. همیشه جوانان نشان دادند که با یک یا علی هر دستاوردی که بخواهند برای برای سرزمین و ملت ایران رقم میزنند، امروز هم ایران و ملت ایران به ما جوانان بیشتر از هر زمانی نیاز دارد و باید از هر خدمتی که در توان داریم برای هموطنان و هم نوع خویش دریغ نکنیم.
و در آخر باز هم باید بگویم ما جوانان نسبت به رای اعتماد مردم مسولیم.

از آن بُرد گنج مرا، دزد گیتی
که در خواب بودم گهِ پاسبانی

واگویه،  در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی قرار داریم و به زعم برخی از کارشناسان میزان مشارکت مردمی در انتخابات پیش رو به حداقل ممکن خواهد رسید و حضور حتی بخشی از طیف موسوم به خاکستری نیز در اسفند ماه پای صندوق آرا بعید به نظر میرسد.

فارغ از تصدیق یا رد این نظریه سوال اینجاست که چرا در آستانه اکثر انتخابات های بیش از یک دهه اخیر این چالش مطرح شده و عدم مشارکت در اصلی ترین رکن جمهوریت یعنی انتخابات دغدغه ای پیش روی دلسوزان نظام است؟؟؟

با یک بررسی ساده می توان به این نتیجه رسید ساختار سیاسی کشور که حوزه های اقتصادی و اجتماعی را به عنوان زیر مجموعه یدک می کشد توانایی همگامی با مطالبات حداکثر افراد جامعه را ندارد و این گام اول مشروعیت زدایی از یک حکومت می باشد که باید در راستای رفع این معضل در ابتدای راه اقدامات مقتضی و البته کارشناسی صورت گیرد.

در کشورهای در حال توسعه سایه سنگین سیاست بر حوزه های دیگر علی الخصوص اقتصاد، باعث تاثیر مستقیم تصمیم سازی سیاسیون بر معیشت مردم گردیده است و به این دلیل دربرگیری و درگیری اقشار جامعه حتی تا پایین ترین سطوح با مسائل سیاسی بیشتر است و این در حالی است که بواسطه شرایط زندگی، آگاهی و مطالعه این طیف ها از مسائل روز و تحلیل رویدادها بسیار اندک می باشد که این شرایط روزنه ای ایده آل برای تزریق افکار پوپولیست و رشد این دیدگاه در جامعه می باشد.

از دهه هفتاد جامعه سیاسی ایران به دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب تفکیک شد.
برخی جریان اصولگرایی را زاییده انقلاب و متولد سال ۱۳۵۷ همزمان با پیروزی انقلاب می دانند لیکن این نظریه به دلایل مختلف مردود است چرا که بسیاری از فعالین این طیف در ابتدای راه حتی حضور در گعده های سیاسی را امری نادرست دانسته و تعریف آنها از یک انقلابی فردی فارغ از بازی های سیاسی و جان برکف در میدان جهاد بود و این موضع کاملا با روند ایجاد جریان اصولگرایی که با هدف قبضه فضای سیاسی کشور ایجاد گردیده بود و به هیچ دیدگاهی خارج از دایره خودی ها مجال عرض اندام نمی داد کاملا در تضاد بود و می توان به صورت مصداقی انقلابیون شاخصی را نام برد که از همان ابتدا، راه خود را از این جریان های سیاسی جدا و انقلابی بودن را به حضور در گعده یقه سفیدهای سیاست زده منفک کردند.
بدون شک هر دو طیف سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب انشعابی از جریان انقلابی حاضر در دو دهه اول انقلاب هستند که در ادامه مسیر با یارکشی دکترین خود را ارجع به دیگری و نسخه ای کاربردی در زمان خود برای ادامه راه نظام می دانستند و هر یک هم دلایل و توجیهاتی برای این ادعا داشتند لیکن نکته قابل توجه در این بین فقدان شناخت و درک صحیح این طیف از مطالبات بروز و متغیر افراد جامعه علی الخصوص جوانان و دانشجویان به عنوان نسل بعدی مدیران از حاکمیت بود که آبستن مشکلات امروز در کشور گردید...

تشکیل ساختار سیاسی کشور از طیف های مختلف، آزادی بیان و ارائه افکار و سلیقه های متفاوت باعث پویایی یک جامعه می گردد اما گام اول پس از ایجاد یک جریان سیاسی بکارگیری ظرفیت فعالین و خواص طیف مذکور جهت ارائه نقشه راه، بیان شفاف خط مشی و چشم انداز و آموزش نسل بعدی در قالب احزاب میباشد که عدم ارائه این عملکرد قطفا نتیجه ای جز گسست نسلی حتی در یک طیف واحد سیاسی نخواهد داشت.

متاسفانه هر دو جریان سیاسی کشور با این نقطه ضعف فاحش وارد میدان شده و با رویکردی انقباضی و بکارگیری از یک دامنه کوچک لغت به جای تشریح اهداف و تعریف خط مشی تنها به بیان کلیدواژه های گنگ و مختص ویترین پرداختند و به همین دلیل هیچ یک موفق به ایجاد ارتباط و نزدیکی به لایه های مختلف مردمی نشدند و مردم نیز هر بار پس از گذشت یک دوره در فضایی انحصاری خسته از گفتمان بی حاصل یک طیف دل به وعده های توخالی جریان روبرو بسته و...

یقینا این رویکرد تاریخ مصرف داشته و با توجه به مولفه هایی همچون ارتقای سطح ارتباطات در عصر تکنولوژی، رشد کیفی مطالبات مردمی، عدم ارتقا کیفی و حتی کمی هر دو جریان سیاسی و البته دسیسه ها و توطئه های دشمن با بکارگیری هر نوع ابزاری به فساد پیش از موعداین کالای تکراری کمک می کند که بازخورد این موضوع دقیقا همان استرس و نگرانی ها از عدم حضور مردم پای صندوق ها در نظامی مزین به نام جمهوریت خواهد شد که در سالهای اخیر با آن دست به گریبانیم...

باید پذیرفت که امروز نه نُسَخ سنتی و منسوخ اصولگرایی با نامزدهای عبوس و خشکی که گویی سی سال در یک باکس منجمد شده بودند و همین چند دقیقه پیش یخ جنابشان آب گردیده چاره حل مشکلات و پاسخگویی به انباشت مطالبات است و نه نوشداروی تحت لیسانس آن ور آبی ها که اصلاح طلبان همواره پس از مرگ سهراب ها دوان دوان به میدان می آورند و هنوز جای مشخصی برای تزریق آن بر این پیکر بی جان نیافته اند جذابیتی برای جامعه دارد.

امروز بیش از هر مسئله ای مردم از نفس این اختلافات و هزینه چند دهه پافشاری بر این اعتقادات غلط پرداخت شده و گویا تمامی ندارد گلایه مند بوده و هستند.

مطالعه تاریخ به وضوح نشانگر این مهم است که گسست نسلی، فاصله بین مردم و حاکمیت و قهر با صندوق رای گام های ابتدایی فاجعه ای بزرگ‌ است پس اگر دلسوز حقیقی و دلواپس راستین انقلاب هستیم غبار غفلت را از چشم ها غسل داده و به فکر چاره ای برای ادامه راه باشیم..

محمدرسول محمدپور

واگویه ، همواره شاهد این موضوع هستیم که یکی از راهکارهای مورد توجه نامزدهای هر انتخابات ایراد نطق های آتشین و انتقادات صریح از عملکرد و خدمات نهادها و سازمانهای دولتی میباشد که ارزیابی صحت و عیار صداقت این قبیل انتقادات اهداف اصلی آن را هویدا می کند.

انتقاد اگر در ساختار مشخص و البته در خط مشی صحیح ابراز شود یقینا باعث پیشرفت و اعتلای حوزه مذکور خواهد شد لیکن متاسفانه در این قبیل فضاها یا مطالب به صورت احساسی، آرمان گرایانه و فاقد از درک‌ صحیحی از شرایط موجود بیان می گردد و یا رنگ و بوی تخریب به خود گرفته و مبدل به هجمه هایی با چاشنی فرافکنی شده و با هدف تشویش اذهان عمومی مطرح می گردد.

معمولا هر نامزد بسته به صنف و سابقه عملکرد خود اقدام به هدف گیری کرده و جامعه آماری خاصی را مدنظر قرار میدهد و با توجه به حساسیتهای روز و مطالبات صنف مذکور فریاد وامصیبتا سر میدهد که البته سوالی که در ذهن مخاطب پیش خواهد آمد این است:
-آقای کاندیدا تا الان کجا بودی؟؟؟
-علت سکوت شما تا پیش از نامزدی در انتخابات در این باره چه بود؟؟؟
-آیا واقعا از سر دلسوزی و دغدغه خاطر اینگونه بی محابا سینه چاک موضوع مذکور شده اید و یا انگیزه شما را می توان در صندوق آرا و بین تعرفه های رای یافت؟؟؟

در روزهای اخیر و با گرم تر شدن تنور انتخابات شاهد این امر هستیم که یکی از نامزدهای اتفاقا جوان انتخابات مجلس پیش رو بیش از سایرین به این حربه متوسل شده و نطق های آتشین این جوان جویای نام با این ادبیات خاص! بیش از هدف اصلاح امور اقدامی انتحاری و به نوعی خودسوزی محسوب می گردد چرا که تناقضی عمیق در تعرفه چهره ای جوان و انقلابی با تخریب و ایجاد هجمه به تصمیمات صحیح و در راستای ارزش های انقلابی و رهنمودهای رهبری امریست که بیش از هر چیز دیگر در این اظهارات به چشم می خورد که این حجتی بر فقدان تجربه در جناب کاندیدا است و اصل نامزدی ایشان را زیر سوال می برد!!!

آقای دلاور به عنوان یک پزشک که به هر دلیلی به وادی سیاست علاقه مند هستید به شما توصیه می شود همان طور که در جایگاه یک طبیب به سوگند خود برای حفظ جان مردم پایبندید سنگ بنای خود در سیاست و گام اول خود در این حوزه را نیز با حسن نیت برداشته و به جای حملات کور و بکارگیری این حربه نخ نما و منسوخ در راستای بهبود وضعیت سلامت استان گامی بردارید که به طور حتم با این استراتژی پیش از هر مسیر دیگر به مقصد مدنظر یعنی قلوب مردم نزدیک خواهید شد.
در بخشی از انتقادات خود به تغییر ساختمان فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی تاختید و این امر را توهینی به دانشجویان قلمداد کردید!
آیا در جریان‌ هستید که دانشگاه برای کرایه ساختمان قبلی متحمل ماهیانه ۳۰ میلیون تومان هزینه میشد؟؟
شما که مدعی ارزشها هستید چگونه از این تغییر که فقط و تنها فقط در راستای حفظ بیت المال صورت گرفته است ناراضی هستید و گلایه می کنید؟؟؟

به شما توصیه میکنم یا دیدگاه خود و یا مشاورین محترم خود را تغییر دهید...

بر هیچکس پوشیده نیست که با حضور "دکتر ارسلان سالاری" بر مسند ریاست دانشگاه علوم پزشکی گیلان ضرب آهنگ توسعه در این مجموعه کوک تر از همیشه به گوش میرسد و با وجود بدهی کلان و انباشت مطالبات و مشکلات دانشگاه، تلاش مضاعف سالاری و برقراری ارتباط و تعامل مناسب وی با وزارت بهداشت و حضور تیم مدیریتی جدید دلسوز و خدوم پای کار در کنار هم باعث اتفاقات خوبی در حوزه سلامت گیلان گردیده است که از آن دست می توان به اخذ ردیف هایی از بودجه که در گذشته کمتر در سبد سهمیه دانشگاه علوم پزشکی گیلان قرار می گرفت، توزیع عادلانه بودجه و توسعه هم سنگ زیرساخت در همه شهرهای استان، تجهیز همزمان ناوگان سلامت استان به چندین دستگاه سیتی اسکن بروز که سالها گیلانیان در آرزوی آن بودند، ارتقا آمار آمبولانس های مجهز و توزیع آن در سطح استان اشاره کرد.

عملکرد دکتر سالاری و مجموعه مدیریتی وی به وضوح مبرهن این واقعیت هستند که با درایت، تعهد و برنامه ریزی می توان با وجود همه مشکلات و کمبودها به هدف نهایی یعنی ارائه خدمت کیفی به مردم نائل شد و در این بین مردم بهتر و بیشتر از هر فرد، نهاد و سازمانی می توانند ارزیاب زحمات و اتفاقات و یا زبان گویا برای انتقادات باشند.


و من الله توفیق...

وجه تمایز ایران با بسیاری از کشورهای جهان قدمت تاریخی و فرهنگی آن است و این امر به‌واسطه جامعه‌ای فرهیخته است که سده‌ها پیش در فلات ایران زندگی می‌کردند.

 

واگویه، در این بین «رشت» به‌عنوان پایتخت غنی فرهنگ ایران از دیرباز شهرتی جهانی داشته است. مقاومت و پایداری میرزا کوچک جنگلی به‌عنوان رهبر نهضت جنگل در برابر قدرت‌های استعمارگر، مبارزات مشروطه و نقش پررنگ رشت در این عرصه، حضور ادبا و دانشمندان در حوزه‌های مختلف علمی و خیل قهرمانان ورزشی ملی و بین‌المللی، جایگاه رشت را در تاریخ معاصر تثبیت کرده است.

در عصر ارتباطات کمتر روزی را سراغ داریم‌ که موفقیت‌های رشت و رشتوندان تیتر رسانه‌ها نباشد و این امر در کنار موقعیت خاص توریستی و سایر موارد منحصر به رشت مصداق و حجتی برای اثبات ظرفیت‌های موجود در رشت است.

لیکن این روزها حال رشت خوب نیست…! فقدان برنامه محوری و عدم سیاست‌گذاری صحیح باعث گردیده که انباشت مطالبات در رشت، شهری که روزگاری به‌عنوان شهر اولین‌ها در مسیر توسعه پیشرو محسوب می‌گردید امروز درگیر مسائل روزمره خود می‌باشد.

رشت شهر شعر، ادب، عشق و فرهنگ است. این نگین سبز ایران این روزها محتاج نگاهی ویژه است. باید با پیوند تپش قلوب هر آنکه به این شهر دل‌بستگی دارد و ایجاد اتحاد و همدلی نقاش چشم‌اندازی رویایی برای رشت باشیم.

صفحه1 از12

درباره ی ما

پایگاه خبری واگویه، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه واگویه عضو شوید.