K2 Listing

K2 Listing

واگویه ، گاهی سکوت سرشار از سخنان ناگفته است و به نوبه خود حقایق را فاش می سازد.
نقل سکوت این روزهای برخی ها در رشت روایت همین موضوع است.برخی ها که معاش و منفعت خود را با حضور شهردار منتخب رشت و عدم سازش پذیری وی با رانت ها، زد و بندها و قراردادهای نجومی در تضاد میدیدند و از همان روزهای ابتدایی سر ناسازگاری با دکتر حاج محمدی را گذاشته و در راستای تخریب وی از هیچ تلاشی فروگذار نکردند!

لیکن نتیجه به مراد دل آنها نگردید و شهردار باتجربه و متخصص رشت بی توجه به حواشی حاشیه سازان و با تعریف خدمت خالصانه از دیوار بلند سیاه نمایی ها عبور کرد و امروز در همین ماههای ابتدایی بررسی عملکرد وی مبرهن این موضوع است که حاج محمدی یکی از موفق ترین شهرداران رشت در این بازه زمانی چند ماهه میباشد.

تعیین تکلیف وضعیت محل دفن زباله، مقابله عملی و با قدرت با فساد و رانت گسترده، احداث تسویه خانه شیرابه، تسویه خانه کود آلی، تراموا، ساماندهی نظام پرداخت از وضعیت بلاتکلیف و بی برنامه گذشته و انتصاب مدیران توانایی که تمامیت خواهی برخی ها آنها را به حاشیه برده بود تنها بخشی از اقدامات دکتر حاج محمدی بود که امروز همچون خاری به چشم منتقدین(شما بخوانید تخریب چی های اجاره ای) میباشد.

وجه تمایز دیگر شهردار رشت با شهرداران قبلی این کلانشهر مظلوم در اصرار حاج محمدی در حضور میدانی و پای کار وی در مشکلات میباشد.
آری این روزها و حتی در گذشته کمتر سراغ داریم دکترین مدیریت کلانی که بر حضور میدانی تاکید داشته باشد.
کمتر پیش می آید مشکلی در سطح شهر در حوزه مدیریت شهری رخ دهد و شهردار رشت به صورت میدانی از معضل و مورد مذکور بازدید نکند و پیگیری دستورات صادره را تا سرانجام قطعی دنبال نکند و به زعم خیلی ها نقطه قوت دکتر حاج محمدی در این شهر آشفته دقیقا همین ممارست اوست.

حاج محمدی همواره از حاشیه گریزان است و متن ماجرا را در انجام خدمت و کار برای خود تعریف کرده است و اعتقاد دارد بهترین پاسخ به هجمه ها و تنها راه جلب اعتماد شهروندان حضور در کنار آنها در عمق مشکلات موجود و انجام وظایف محوله با وجود همه کاستی ها میباشد لیکن در این بین دلالان و منفعت طلبانی که روزگاری بیت المال منبع ارتزاق و مال اندوزی آنها بود دست از دسیسه برنخواهند داشت و هر روز موضوع و مسئله ای را دستاویز کرده و قصد سنگ اندازی در مسیر درست کنونی را خواهند داشت.

روزی منتقد و سینه چاک وضعیتی هستند که اوباشی که با حمایت خودشان در مسند قرار داشتند مسبب آن بودند و روز دیگر رنگ یقه لباس افراد را دست مایه تخریب قرار میدهند روزی گریبان میدرند که چرا اقدامات در پرده ای از ابهام انجام می شود و با شکل اطلاع رسانی مشکل دارند روز دیگر محتوای نمایشگرهای شهری به مزاج مبارکشان خوش نیامده و...

به هر حال دکتر حاج محمدی شهردار غیربومی دوست داشتنی رشت با التزام به خدمت و برداشتن گامهای بلند برای فردای روشن این شهر هر روز در بین شهروندان محبوب تر خواهد شد و این تنها منفعت طلبان رانت خوار هستند که به دلیل قطع منافع شخصی خود به دنبال تخریب وی هستند که قطعا در این مسیر ناکام خواهند بود و نمایشگرهای شهری نیز همچنان به انعکاس واقعیت ها ادامه خواهند داد.

واگویه ، در سالهای اخیر مفهوم اقتصاد بسیار وسیع تر از گذشته بر ارکان حکومت ها تاثیرگذار بوده و اقتصاد پویا و ضرب آهنگی پایدار در حوزه اقتصادی در کنار رفاه عمومی برای یک‌ کشور، جایگاهی مناسب در مراودات سیاسی، امنیتی و اجتماعی در روابط بین الملل را به ارمغان خواهد آورد.

امروزه رقابت بین کشورهای در حال توسعه در قالب اقتصادهای نوظهور در جهان به دلیل اهمیت مسئله اقتصاد، به آوردگاهی حساس تبدیل گردیده است که لحظه ای غفلت و یا اندکی ذکاوت میتواند چشم انداز و راهبرد یک نسل را تغییر دهد.

یقینا در این بین حکومت هایی موفق خواهند بود که سیاست گذاران حوزه اقتصاد آن با استفاده و بکارگیری از دانش روز، نظر کارشناسان و اشراف به توانمندی ها و کاستی های موجود اهداف راهبردی خود را ترسیم و با تعریف یک ساز و کار اجرایی دکترین اقتصادی کشور را ارائه دهند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بواسطه مسائل سیاسی و شرایط خاص منطقه کشور ما همواره درگیر با تحریم ها و شرایط فوق العاده ای بوده که کشورهای غربی و دشمنان نظام آن را بر کشور تحمیل کرده اند و به همین دلیل فعالین و نظام اقتصادی کشور در مراوده اقتصادی با بسیاری از قطب های اقتصادی جهان شرایطی عادی و برابر با سایر کشورها نداشته است.

مقام معظم رهبری از قریب به یک دهه پیش با بصیرت خود در حوزه اقتصادی سیاست اقتصاد مقاومتی مبتنی بر توانمندی های داخلی را تنها راهکار مقاومت در برابر تحریم ها و شیطنت های بیگانگان دانست و از همه نخبگان و فعالین اقتصادی در راستای الزام به چهارچوب این دکترین کاربردی دعوت بعمل آورد لیکن به نظر میرسد به هر دلیلی هنوز منویات رهبری در این خصوص اجرا نگردیده چرا که با سیاستگذاری و پایبندی در این مسیر مشکلات حوزه اقتصاد باید به طرزی قابل لمس در جامعه تقلیل یابد.

سرنخ اقتصاد مقاومتی را باید در ایجاد زیرساخت و حمایت از تولید و کارآفرینی جستجو کرد چرا که رکن اصلی این دکترین اقتصادی استقلال در موضوع اقتصاد از خارج از مرزها میباشد.
به نوعی تعریف ساده اقتصاد مقاومتی تکیه بر توان داخلی و تولید نیازهای روز کشور توسط تولیدکنندگان و با دانش بومی میباشد که امروزه امکان تحقق این مهم در کشور براحتی وجود دارد چرا که دانش بومی در اکثر صنایع موجود میباشد و اگر سیاستگذاری در زمینه قانون گذاری و حمایت دولتی بر تولید متمرکز شود اقتصاد مقاومتی مقرون به صرفه ترین راهکار برای عبور از چالشهای اقتصادی خواهد بود.

واگویه ، یکی از شاخصه های کشور ما سبقه و تاریخ فرهنگی قابل توجه ایران میباشد و این قدمت منحصر به فرد برجسته ترین وجه تمایز مردم این سرزمین با سایر نقاط جهان است.

گیلان از دیرباز نگین سبز پیشانی بند فرهنگی ایران بوده و مدنیت و فرهنگ با نام مردمان گیل از قرن های دور عجین است و خیل نامداران این حوزه حجتی بر این ادعاست لیکن متاسفانه با وجود این غنای فرهنگی شاهد عقب ماندگی هایی در زمینه فرهنگی هستیم و مسائلی در حوزه فرهنگی مربوط به شهر رشت به عنوان مرکز فرهنگی ترین استان کشور گاها رخ میدهد که باعث نگرانی میباشد.

رشت به دلیل ظرفیت گردشگر پذیر خود یقینا نسبت به سایر مراکز استان ها در معرض تهاجم فرهنگ های بیگانه است و باید مسئولین و متولیان امر بیش از سایر نقاط کشور در این‌ حوزه حساسیت داشته باشند و برنامه ریزی ها به شکلی هدفمند و راهبردی در زمینه های فرهنگی صورت گیرد اما متاسفانه فقدان منابع و نیروی انسانی مستعد، صاحب نظر و دغدغه مند در کرسی های تصمیم ساز همواره یک پای سمند فرهنگ رشت را لنگان کرده است.

لیکن در این آشفته بازار در بین فعالین فرهنگی گاها چهره هایی کاریزما ظهور می کنند که بواسطه اشراف، تعلق خاطر و تدبر خود در خصوص مسایل فرهنگی شهر و شهروندان با اتکا به توان و ظرفیتی که ایجاد می کنند اتفاقات قابل توجه ای در این حوزه خطیر رقم میزنند و یادگار از خود میگذارند.

محمد حسن عاقل منش یکی از این استثناها محسوب میشود که سالهاست امضای او پای حوزه فرهنگ رشت تثبیت گردیده و میتوان گفت هر جا سخن از فرهنگ رشت است نام معلم دلسوز و محبوب شهر باران میدرخشد.
معلم دلسوزی که با نگاه پدرانه خود به بسیاری از فرزندان این شهر بالی برای شکوفایی استعدادهایشان داد و امروز بسیاری از نخبگان و مسئولین و مدیران این شهر پرورش یافته دستان مهربان سپید موی ادوار شورای شهر هستند.

این روزها همچون عاقل منش کمتر میتوان یافت که فارغ از دلبستگی های دنیایی و منافع شخصی لبخند کودک کاری او را تا عمق رضایتمندی از زندگی برده و حل مشکلی از یک سرای سالمندان و یا انجمن معلولین بینایی زیباترین تصویر در چشمان او محسوب شود آری همچون این پیر فرزانه و البته دانشمند حوزه فرهنگ کمتر کسی است که ضرورت و لزوم برنامه مندی را در حوزه فرهنگ درک کرده باشد و با درکی صحیح از فرصت ها و تهدیدها سیاست های استراتژیک در حوزه فرهنگ مطرح کند.

شاید بزرگترین وجه تمایز این انسان شریف با سایر مدیران شهری نگاه جامع وی به مسایل و موضوعات است.
عملکرد عاقل منش به وضوح نشانگر این است که حاج آقای دوست داشتنی شهر ما به هر ریسمانی برای اشاعه و حفظ فرهنگ غنی رشت و انتقال آن به نسل بعدی چنگ میزند و عدم دخالت دیدگاههای سیاسی و منفعت طلبانه در تصمیم گیری ها او را به مدیری موفق از بکارگیری همه ظرفیتها تبدیل کرده است.

متاسفانه پس از دو سال حضور موفق پدر فرهنگی مدیریت شهری بر کرسی ریاست کمیسیون فرهنگی به هزار و یک دلیل آشکار و نهان کرسی ریاست این کمیسیون جای خالی معلم اخلاق را حس می کند و این امر باعث نگرانی اهالی فرهنگ گردیده است.

عاقل منش در دوره تصدی خود در ادوار شورای شهر در کمیسیون فرهنگی به دلیل حسن رفتار و نگاه فراجناحی و درک درست از حوزه فرهنگ همواره جزو چهره های محبوب در رشت محسوب میشد و بسیاری از مشکلاتی که تعامل بین دستگاهها را میطلبید با حسن خلق وی برطرف می گردید و نتیجه تلاشهای صورت گرفته از سوی وی همواره رضایت شهروندان علی الخصوص سمن های خیریه و نهادهای مرتبط با فرهنگ بود.

فقدان حضور عاقل منش قطعا خسرانی برای شهر و شهروندان و اغنای فرهنگ شهر اولین ها خواهد بود امید میرود با حفظ سرمایه هایی همچون او در حفظ پیشینه و تاریخ خود کوشا باشیم.

یقینا داستان کره بُز چموشی که برای خودنمای همواره از چوپان نافرمانی می کرد تا بیشتر به چشم سگ گله و چوپان بیاید را شنیده اید و از فرجام نافرجام جناب بُز که طعمه دندان های تیز گرگ ها گردید خبر دارید( داستان اخلاقی که هر یک نقل آنرا به شکلی متفاوت و با کاراکترهای مختلف شنیده ایم) این روزها حکایت زندگی بسیاری از افراد همین‌ ماجرای تلخ و البته آموزنده است.

 

واگویه، افرادی میان تهی که جز دهانی گشوده و زبانی بی مقدار سرمایه ای ندارند و بزرگترین هدفشان بزرگ شدن، لیکن در مقیاس محدود تنگ نظری خود است! و از وجوه تشابه
این افراد کم منزلت میتوان به عدم وجود ثبات در افکار، رفتار و مواضع اشاره کرد که جمیع آنها باعث می گردد همواره شکست تنها ره آورد اقداماتشان باشد و به قولی با پاقدم نحس خود به هر جا که پای مینهند سرافکندی و ناکامی را برای سایرین به ارمغان‌ می آورند.

اندر احوالات این‌ ناکامان زمانه باید عرض کرد با خیره سری که از عدم کفایت عقل معاش جنابشان نشات می گیرد گویی در طول عمر بی مقدار خود حتی دقایقی چند با خود خلوت نکرده و به رفتارهای ناصواب گذشته خود اندیشه نکرده اند و همیشه در تکاپوی یافتن مقصر برای حماقت های خود بودند و این‌ ضعف فاحش علت اصلی تکرار اشتباهات گذشته این افراد دنی است.

آری این روزها متاسفانه در اطراف ما کم نیستند کسانی با این کیفیت که بزرگترین افتخارشان بازیچه بودن در ید اختیار اربابی البته آن هم موقتی و اجاره ای است که هر از چند گاهی با اشاره ای بر قلاده شان آنها را وادار به پارس و پا گیری کرده و در این بین نکته قابل توجه عدم توجه احدی به این لولو هاست...

نگارنده در اندیشه این است که اگر روزگاری فضای اطراف این نابخردان کم مقدار از انسانهای بزرگ خالی شود قوت لایموت این جانوران انسان نما چه خواهد شد و با پریدن به که و چه روزگار سپری کرده و صباح را به شام میرسانند؟؟؟

از استعاره که بگذریم داستان امروز بسیاری از مردودین که با عدم ثبات در رفتار امروز شهره عام و خاص این شهر شده و هیچ اعتباری حتی در بین دوستان دیروز خود نیز ندارند جای تاسف است.
اینکه فردی در لحظه و آن تغییر موضع داده و خود کذاب حرفی باشد که از آن خویش است برخی ها را به نماد بی هویتی در این شهر بدل کرده و گویا این شهرت نیز زیاد به مزاجشان تلخ نیامده و امروز نان را در گرو این بدنامی ها میبینند.
گوارای وجود...

اما دوستان مستحضر باشند کذابی هم برای خود اصول و شرایطی دارد و نشر آن بدون رعایت قواعد رسوایی روز افزون تان را تسریع میدهد چرا که با توجه به سبقه مخدوش شما و اربابان شناخته شده و نان به نرخ نفاق خوری که امروز در خلا و انزوا افسوس فرصت های از دست رفته و محبوبیت طیف مقابل را دارند دیگر کسی تره هم برای قلم فرسایی هایتان خرد نمی کند و همین بهترین علت برای سکوت مرگبار شما میتواند شود البته اگر درک این موضوع را داشته باشید که بعید میدانم...

بدانید و آگاه باشید
دکتر احمد رمضانپور نرگسی نه به عنوان یک فرد بلکه در جایگاه یک‌ مکتب و یک جریان محبوب با اتکا به مشروعیتی که همواره از مردم کسب کرده است از روز اول بنا به تکلیف وارد عرصه شورای شهر شده و تا امروز هدفی جز ایجاد تعامل و همدلی بین اعضا نداشته و حداکثر قاطع همکاران شورایی بارها و بارها بر این ادعا صحه گذاشته اند.
هیچ گاه به دنبال کسب نام از حوزه ای چون شورای شهر نبوده و قطعا تنها حضور وی باعث هر چه وزین تر شدن پارلمان محلی گردیده است.
کسب آنچه اذهان‌ کوچک و بیمار شما به عنوان پیروزی و فتح می نامند و به آن‌ می بالند برای وی ارزشی نداشته و این خدمت به شهروندان رشت است که او را در راه خود مستدام میدارد.شهروندانی وفادار و فهیم که به خوبی سره از ناسره تشخیص داده و همواره با لطف خود وی را در هر آوردگاهی به عزت رسانده اند...

آری با لولو شما اهالی تاریکی نه از عزت و محبوبیت حاج احمد شهر من کاسته می شود و نه غفلت، عداوت و وخامت حال و اوضاع تهوع آور شما و اربابانتان تمیز داده می شود چرا که امروز هم شهروندان رشت به خوبی ماهیت پلید و پلشت شما را دریافته اند و هم اعضای محترم شورای شهر از هر دو سو بر نقش کلیدی و از خودگذشتگی دکتر رمضانپور تاکید می کنند پس بیش از این‌ حنجره ندرید که از آخر زمستان گذشته و چهره شما در پیش چشم رشتوندان سیاه تر از همیشه است.

خانواده ورزش گیلان علیرغم شایستگی هایی که همواره در طول تاریخ در سطح ملی و بین المللی از خود به نمایش گذاشته است جزو مظلوم ترین طیف در بین جامعه ورزشی در کشور محسوب می گردد.

 

واگویه، از بودجه های ملی که یا نمیرسد یا وقتی میرسد در همه جا بکار گرفته می شود جز آنجا که باید تا آرایی که همیشه در انتها به ضرر و زیان طرف گیلانی صادر می شود و گویی این یک قانون نانوشته است که کمیته های انضباطی و اخلاق این گونه از مدتها پیش خود را به آن پایبند میدانند.!

لیکن این بار ماجرا متفاوت است و بهت صدور رای محرومیت "حاج اسماعیل حاجی پور" تنها به جرم دفاع از حق مشروع همشهریان خود و حامیان تیم داماش که چند صد کیلومتر را برای تشویق تیم مورد علاقه خود طی کرده بودند نه تنها گیلان بلکه تمام ایران را فرا گرفته است و واکنش ها در فضای مجازی، خود ناقل این ماجراست...

باید دید کمیته اخلاق و سازمان لیگ چرا؟ چگونه؟ و چطور تخلف محرز، عدم مسئولیت پذیری، عمق و ژرفای بی اخلاقی و بی ملاحظه گی مسئولین ورزشگاه و هیئت فوتبال خوزستان را به پای "پیر مردمی داماش" گذاشته و با کدام متر و عیار این موضوع را بررسی کردند که امروز به این نتیجه رسیدند که شوالیه اهواز را از حضور در استادیوم سردار جنگل محروم کردند؟؟!!

قطعا حفظ نظم و قانون مندی مطالبه همه اهالی ورزش پرطدفدار فوتبال از سازمان لیگ و کمیته محترم اخلاق میباشد لیکن رعایت عدالت و صدور احکام برپایه و اساس مستندات یقینا جایگاهی اولی بر سایر مسائل دارد.
سکوت مسئولین یک باشگاه در برابر اجحاف همه جانبه در مورد تیم و هواداران که سرمایه اصلی باشگاه محسوب می شوند به هیچ وجه امری قابل اجرا نیست چرا که تجربه نشان داده است اعتراض بجا اگر در زمان مقتضی خود صورت نپذیرد نتیجه ای حاصل نخواهد کرد.

ضمن اینکه کمیته اخلاق باید در صدور آرا خود این نکته اساسی را مد نظر داشته باشد که صدور احکام احساسی و فاقد حداقل بررسی های ممکن در کنار تضییع حقوق یک باشگاه مشروعیت و عدالت محوری این کمیته که متولی اجرای قانون در فدراسیون پرحاشیه ای همچون فوتبال را در افکار عمومی زیر سوال برده و باعث عدم صلابت در ادامه مسیر این کمیته خواهد شد.

دیگر عادت کرده ایم که هر از گاهی خبری در خصوص عدم احقاق حقوق و به قول معروف حق کشی در خصوص منافع رشت و رشتوندان منتشر شود و حداکثر واکنش مسئولین محترم نیز صرفا اتخاذ یک موضع البته محافظه کارانه نسبت به موضوع و انتهای باز داستان بدون هیچ نتیجه و پایانی مشخص...

 

واگویه، این آخرین متد مصلحت اندیشی مدتهاست به سان بیماری مسری در بین مسئولین ما اپیدمی شده و حقوق رشت و رشتوندان است که در این میان در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ورزشی (که برای هر یک مثال و مصداق های متعددی را میتوان ذکر کرد) همچون گوشت قربانی در سبد از ما بهتران قرار می گیرد و این جای تاسف است...

روحیه ای که نقطه مقابل آن را به وضوح میتوان در مسئولین و نمایندگان سایر کلانشهرها مشاهده کرد که چگونه مجمع نمایندگان فلان استان اتفاقا برخوردار کشور برای احقاق حق یک روستا دست در دست هم پشت هر هیئت دولتی را به لرزه درآورده و به نتیجه دلخواه خود خواهند رسید لیکن سالهاست که برای ما فقط افسوس و آهی از ته دل مانده و نظاره بر حقی که از کف میرود...

اما این بار نقل ماجرا متفاوت بود و گیل مرد متعصب و محبوب شهر باران یک تنه به میدان رفت
هنوز کام ما از حماسه اهواز و ایستادگی حاج اسماعیل برای ورود رشتی ها به داخل استادیوم شیرین بود که سپیدمو و سپیدروی رشتوندان به پای عهد خود با جوانان این شهر ایستاد و جانانه در برابر زر و زور و رانت و فشار از خود گذشت تا حق داماش به حق خود برسد و استادیوم سردار جنگل باز هم خیل جوانان عاشق را در خود ببیند و فریاد داماش قهرمان را در خود بشنود.

بیش از اینکه نقل چند امتیاز و یا یک یا چند پله سقوط و سعود باشد موضوع صرف فعل خواستن است
اینکه این بار حاج اسماعیل ثابت کرد که می شود که میتوانیم که حق گرفتی است و باید برای آن جنگید
جنگی که فارغ از هر نتیجه عزت برای ما بهمراه خواهد داشت...

گاهی یک اتفاق بدون داشتن منافع مستقیم برای شهروندان می تواند باعث ایجاد شعف و غرور عمومی شود و این روزها گویی حاج اسماعیل حاجی پور این درس را خوب از بر است و مشق تعصب را برای دیگران پرمدعا دیکته می کند.

امید میرود سایر مسئولین و مدیران نیز در ادامه این راه و احقاق حقوق شهروندان ثابت قدم باشند و با این رویکرد باعث دلگرمی و تلاش مضاعف جوانان برای کسب افتخار بیشتر برای شهر اولین ها شوند.

محمدرسول محمدپور

گیل ندا، شمارش معکوس برای انتخابات مجلس آغاز گردیده و طیف های سیاسی از ابتدای سال پروسه تجدید قوا را آغاز کرده اند و بازار میثاق نامه و تجدید میثاق ها داغ گردیده است.
انتخابات مجلس اسفند از حیث اهمیت در جایگاه ویژه ای برای دولت و حامیان آن قرار دارد و به نوعی موفقیت و یا عدم کسب آن میتواند تاثیری قابل توجه در تعیین و یا لااقل عملکرد دولت آینده داشته باشد لذا انتظار حامیان دولت تدبیر و امید که البته این روزها در احوال خوشی بسر نمیبرند از شخص آقای روحانی ایجاد بستر مناسب جهت حضور در کارزار انتخابات است که متاسفانه این روزها گیلان به عنوان یکی از قطب های حامی دولت در کشور در بلاتکلیفی محض ایام می گذراند و این امر باعث نگرانی فعالین سیاسی اصلاح طلب گردیده است.

با وجود اینکه مدتها پیش از رفتن سالاری از استانداری گیلان گمانه زنی ها برای انتصاب والی گیلان آغاز گردیده بود (با توجه به سال انتخاباتی که در آن حضور داریم) عدم معرفی مقام عالی دولت در استانی پرحاشیه همچون گیلان خبری خوب برای حامیان دولت محسوب نمی شود و به طور حتم احتمال انتصاب گزینه ای غیربومی نیز خبری بدتر از عدم معرفی استاندار جدید گیلان برای این فعالین سیاسی است.

یقینا تنها راهکار موفقیت دولتی که به هر برهان و علت موفق به تحقق وعده های خود نگردیده است اتکا به بدنه اجتماعی حامی خود و ایجاد فضا و بستر مناسب برای کنشِ کنشگران حامی سیاست های مطبوع خود است و در این میان فرصت مغتنم، انتصاب هوشمندانه ارکان وزارت کشور در استان ها به عنوان متولیان برگزاری انتخابات است.

با توجه به شرایط اقتصادی موجود بر هیچکس پوشیده نیست که اخذ آرا از شهروندان به نفع دولتی که همه تریبون های تبلیغاتی از مدتها پیش و به صورت هدفمند در حال تخریب وجه آن در بین عوام و افکار عمومی هستند در انتخابات پیش رو دشواری های خاص خود را دارد لذا در این بین انتصابات نادرست نیز میتواند پاشنه آشیل دولت در استانی همچون گیلان را نفوذ پذیرتر کرده و عرصه را بر حامیان دولت تنگ تر سازد.

حضور گزینه ای غیربومی بر کرسی استانداری گیلان در برهه زمانی کنونی به دلایلی همچون عدم شناخت میدانی از وضعیت موجود و تفکیک سیاسی در سطح استان و عدم اجماع نظر فعالین حامی دولت در تمکین بسیاری از مواردی که باید در آن خرد جمعی صورت گرفته و منافع طیف بر منافع اشخاص اولویت داشته باشد تهدیدی محسوب میشود که قطعا بر نتیجه مطلوب تاثیر منفی خواهد گذاشت لیکن اگر در این میان یک گزینه محبوب و قابل قبول بومی در کرسی استاندار قرار گیرد میتواند با شناخت کافی از شرایط و مؤلفه های مورد نیاز در همه شهرستانها به آلترناتیوی تاثیرگذار برای ایجاد بستر مناسب تبدیل شود.

با اذعان بر این موضوع که انتصاب استانداران جزو محدوده اختیارات هیئت دولت بوده و تجربه نشان داده است آقای روحانی به هر دلیلی اعتقاد چندانی به انتصاب گزینه بومی برای استانداری استانی سیاسی همچون گیلان ندارد(که این موضوع با توجه به کیفیت و کمیت رجل سیاسی بومی جای بحث دارد) انتظار میرود مشاورین و نزدیکان گیلانی ایشان با تشریح حقیقی شرایط به وی و ارائه تحلیل های صحیح از وضعیت استان باعث اتخاذ تصمیم مناسب در این برهه حساس بشوند چرا که بسیاری از دلسوزان و حامیان حقیقی این دولت معتقدند انتخابات مجلس پیش رو شاید آخرین روزنه امید برای حفظ اندیشه و تدبیر باشد...

محمدرسول محمدپور

به نظر میرسد باید در تقویم سیاسی سالهایی که در آن انتخابات برگزار می گردد را مشخص و با علامت تعجبی بزرگ از سایر سالها متمایز ساخت چرا که گویی در این سالها(البته شما بخوانید ماههای منتهی به انتخابات) حافظه برخی دوستان نماینده دوباره یاد ایام جوانی کرده و در مرور خاطرات خود و فارغ از آلزایمر خود خواسته ای که در برخی مواقع به آن دچار می شوند به خوبی به یاد می آورند که کرسی امروز و به طور کل خواستگاه جنابشان از بین کدام اندیشه، حزب و یا تشکل سیاسی بوده و با وقاحتی خیره کننده شعارهای فراموش شده گذشته و ادبیات قدیم را تازه کرده و برای آرمان های مشترک اصلاحطلبان گریبان میدرند!!!

 

گیل ندا، در این بین انتخابات مجلس به هزار و یک دلیل آشکار و نهان از اهمیت بیشتری نسبت به سایر رخدادهای سیاسی برخوردار است از این رو دوستان برای ابقای خود بر کرسی درصد وقاحت مذکور را به اوج رسانده و آنان که تا همین چند ماه گذشته با هر ترفندی رابطه با جریان سیاسی اصلاح طلب را از بیم فشارها و یا هزینه های احتمالی در پس دیوار حاشا پنهان می کردند و با رفتارشان به نوعی این موضوع که اصلاحطلبی بخشی از اپوزوسیون خارج نشین و حتی بدتر از آن است را القا می کردند و از این حیث روی دوستان پایداری را سفید کرده بودند و به اسطوره های گل به خودی در دقیقه نود بدل گردیده بودند دوباره به اردوگاه اصلاحطلبان بازگشته و با جوانان سپید موی این طیف سیاسی جلسه برگزار کرده و فریاد وامصیبتا برای اصلاحات و اصلاحطلبان سر میدهند که آی جوانان چه نشسته اید که آرمان های ما در بزنگاه قرار دارد و حضور من در مجلس تنها راه عبور از این پیچ خطرناک هست و...

سناریوی تکراری که این بار خود، بزرگترین تهدید برای تکرارِ "تَکرار" ما محسوب می گردد دوباره در حال وقوع است.به لطف ناتوانی دولت در تحقق وعده های خود به شکل کم سابقه ای فضای اجتماعی نیز جهت موج سواری طیف مقابل مهیا گردیده و در این میان برآیند عمومی منفعت طلبی برخی حضرات نیز مزید بر علت نارضایتی مردم گردیده تا شاید این بار گزینه "بدتر" انتخابی باشد که در برابر "بد" حاصل انتخابات و صندوق رای شود و نتیجه آن استقرار پدیده ای دیگر در صحنه سیاسی کشور همچون دولت پاکدستان گردد که با توجه به شرایط موجود ایران در روابط بین الملل اتفاقی که نباید رقم بخورد و بشود آنچه که نباید...

اهل اندیشه واقفند که مقاومت در برابر زیاده خواهی ها و حفظ حرمت و کیان کشور با تندروی و منطقِ بی منطقی و افراط در برخی مواضع نسنجیده کاملا متفاوت است و در شرایط کنونی که ابتکار عمل طیف سیاسی روبرو در ید اختیار تندروهای کاسب کار فضای تشنج است این اندیشه و گفتمان اصلاحات است که میتواند راهگشا باشد و حتی الامکان تنش و تشنج در فضای بین الملل بر علیه ایران را به پایین ترین سطح ممکن برساند لذا لزوم حضور حداکثری منتسبین واقع ای به این تفکر سیاسی بیش از هر زمان دیگری در مجلس شورای اسلامی حس می گردد و ضرورت این مهم، امروز فراتر از جناح بندی سیاسی یک اولویت ملی محسوب می گردد که البته در بدترین شرایط ممکن از لحاظ تحقق قرار دارد.

به نظر میرسد برای نیل به این هدف باید یک گام به عقب برگردیم و با غربال سبد خودی و تفکیک سره از ناسره اعتماد از دست رفته پایگاه اجتماعی خود را به اندیشه اصلاحات بازگردانیم.
دفع مسئولین و نمایندگان منفعت طلبی که کمترین اِرق و تعصب را برای این جریان سیاسی قائل نبوده و با هر بهانه مضحکی گردش به راست های گذشته خود را در بزنگاههایی همچون انتخابات هیئت رییسه مجلس توجیه میکنند و جذب و اعتماد به نخبگان حقیقی و علی الخصوص جوانان خوش فکر و توانمند تنها راه عبور از چالش اجتماعی موجود برای اصلاحطلبان محسوب می گردد.

تجربه گذشته ثابت کرده که در فقدان حمایت جریان های وابسته به قدرت، جوانان همواره و تنها کلیدواژه عبور جریان سیاسی اصلاحطلب از بحران های پیش رو بودند و متاسفانه نگاه ابزاری به آنان و حضور پای کار مجاهدین صبح شنبه با پاشنه های ورکشیده البته بعد از عبور از بحران ها، تکمیل یک روند موفق در این جریان را ابتر کرده و دقیقا در جایی که نیاز به ابتکار عمل جوانان برای سنگ بنایی جدید در ساختار حس میشد این مصلحت اندیشی و سازش کاری نابجای عده ای نسل اولی محافظه کار اصلاح طلب نما بوده که مانع از رخداد اتفاقات بزرگ در مسیر رسیدن به آرمان های مد نظر گردید و بزرگترین لطمه ها را به دستاوردهای جریان سیاسی اصلاحطلب وارد کرد.

باید در نظر داشت در وضعیت موجود انتخابات مجلس پیش رو در اسفند ماه سال جاری آخرین فرصت اندیشه اصلاحات برای احیای خود می باشد و در صورت عدم کسب موفقیت در این انتخابات و از دست دادن مجلس آینده احتمال حضور تندروها در مسند دولت بعد محتمل تر از همیشه خواهد بود.

محمدرسول محمدپور

صفحه1 از11

درباره ی ما

پایگاه خبری واگویه، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه واگویه عضو شوید.